داستانی الهامبخش درباره تیمی که فراتر از مرزهای ورزش خود گام برداشت و ملتی را با حسی تازه از امید، متحد ساخت. این روایت که بر اساس ماجرایی واقعی و یکی از بزرگترین لحظات تاریخ ورزش شکل گرفته، تصویری از زمان و مکانی ارائه میدهد که در آن میشد اختلافات را در میدان مسابقه حلوفصل کرد و تنشهای جنگ سرد را به حالت تعلیق درآورد. در سال 1980، «هرب بروکس»، سرمربی تیم هاکی روی یخ ایالات متحده، تیمی متشکل از دانشجویانِ بهظاهر ناهماهنگ و بیتجربه را برای رویارویی با غول افسانهای و شکستناپذیر اتحاد جماهیر شوروی در بازیهای المپیک، به میدان فرستاد.