در ماه مه 1977، کالین استن 20 ساله برای دیدار دوستانش از اورگان به کالیفرنیا میرود. در حالی که کمی بیش از 40 مایل از سفرش باقی مانده است، او سوار ماشین یک زوج جوان به نام کامرون و جنیس هوکر میشود. تصمیم اشتباهی است. کالین که با تهدید چاقو ربوده شده، هفت سال بعدی زندگیاش را تا 23 ساعت در روز در جعبهای به اندازه تابوت که زیر تخت ربایندگانش پنهان شده بود، سپری میکند. وقتی زندانی نیست، به عنوان برده و پرستار بچه هوکرها استخدام میشود و به تدریج به دنیایی عجیب و پیچیده از وسواس و خیالپردازی شدید کشیده میشود...