سیلوی در جستجوی الهام برای رمان جدیدش، همسایگان آنسوی خیابان را زیر نظر میگیرد. وقتی او «آدامِ» جوان را برای کمک در کارهای روزمره استخدام میکند، اصلاً خبر ندارد که این پسر زندگی و کارش را چنان دگرگون خواهد کرد که مرز میان واقعیت و خیال از میان میرود و داستانِ ساختهی ذهن او، از واقعیتِ زندگیشان فراتر میرود.