اورهان، مرد جوانی که از کارش اخراج شده و از سوی صمیمیترین دوستش دلسرد و ناامید گشته، دوباره با نامزد سابقش «آصلی» دیدار میکند. آصلی قصد دارد با او ازدواج کند تا مجبور نباشد برای زندگی نزد خواهرانش برود؛ اما اورهان روزبهروز نسبت به زندگی احساس بیگانگی بیشتری میکند و دیگر قادر به تشخیص واقعیت از رویاهایش نیست.